
به گزارش وبسایت دکور ساختمان، تورم در اقتصاد ایران سالهاست به یک واقعیت مزمن بدل شده؛ پدیدهای که نه تنها سطح رفاه خانوارها را فرسایش داده، بلکه افق تصمیمگیری بنگاهها، سرمایهگذاران و حتی سیاستگذاران را نیز کوتاه کرده است. در این میان، قیمت بنزین همواره یکی از مناقشهبرانگیزترین متغیرها در بحث کنترل تورم بوده است؛ متغیری که در بزنگاههای بودجهای یا اصلاحات اقتصادی، بهسرعت در مرکز توجه افکار عمومی و رسانهها قرار میگیرد.
اقتصاددانان بر سر یک نکته اجماع دارند: علت اصلی تورم مزمن ایران، ناترازی مالی دولت و رشد مستمر نقدینگی است. کسری بودجه مزمن، تأمین مالی از مسیر استقراض غیرمستقیم از بانک مرکزی، ضعف نظام بانکی و فشار هزینهای در سمت عرضه، ستونهای اصلی این تورم هستند. در چنین چارچوبی، تغییر قیمت یک کالا—even کالایی استراتژیک مانند بنزین—نمیتواند بهتنهایی توضیحدهنده تورم بلندمدت باشد.
سهم مستقیم بنزین در شاخص قیمت مصرفکننده بسیار محدود است. براساس ضرایب مرکز آمار ایران، وزن بنزین و سایر سوختهای مصرفی در سبد CPI کمتر از ۲ درصد برآورد میشود. این بدان معناست که حتی افزایش شدید قیمت بنزین، در صورت محدود ماندن اثر به همین قلم، نمیتواند جهشهای بزرگ تورمی ایجاد کند. بنابراین اگر پس از افزایش قیمت بنزین شاهد تورمهای بالا هستیم، باید به سراغ کانالهای غیرمستقیم برویم.
یکی از مسیرهای کلاسیک انتقال افزایش قیمت بنزین به تورم، افزایش هزینه حملونقل است. در اقتصاد ایران، بخش عمده جابهجایی کالا از طریق حملونقل جادهای انجام میشود؛ شیوهای که بهشدت به مصرف سوخت وابسته است. افزایش قیمت بنزین میتواند هزینه حمل مواد اولیه، کالاهای واسطهای و محصولات نهایی را بالا ببرد و در نهایت به افزایش قیمت مصرفکننده منجر شود.
اما بررسیهای میدانی و ساختاری نشان میدهد: سهم هزینه حملونقل در قیمت نهایی بسیاری از کالاهای مصرفی کمتر از آن است که گمان میرود. در اغلب کالاها، هزینه انرژی تنها بخشی از هزینه تولید است و عوامل دیگری مانند مواد اولیه، دستمزد، مالیات و هزینههای مالی نقش پررنگتری دارند.
بزرگترین نقش بنزین در تورم، نه از مسیر هزینه، بلکه از مسیر انتظارات تورمی منتقل میشود. افزایش قیمت بنزین در ذهن جامعه ایرانی، بهعنوان یک «سیگنال» تلقی میشود؛ سیگنالی مبنی بر اینکه دولت وارد فاز آزادسازی قیمتها شده یا فشارهای مالی تشدید شده است. در چنین فضایی بنگاهها افزایش قیمت را پیشخور میکنند، فروشندگان قیمتها را با فاصلهای بیش از افزایش واقعی هزینه بالا میبرند و خانوارها نیز رفتارهای احتیاطی و هجومی نشان میدهند.
این واکنشها، حتی اگر از نظر حسابداری توجیه نداشته باشند، میتوانند تورم را بهصورت موقت تشدید کنند. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند اثر انتظاری بنزین، چند برابر اثر مستقیم آن است؛ اما این اثر نیز پایدار نیست.
تجربههای تاریخی؛ تورم بنزینی چقدر دوام دارد؟ مرور تجربههای گذشته افزایش قیمت بنزین در ایران، تصویر روشنی بهدست میدهد. چه در اصلاحات قیمتی دهه ۸۰ و چه در شوک آبان ۱۳۹۸، الگوی نسبتاً ثابتی مشاهده میشود افزایش قیمت بنزین، تورم ماهانه را برای چند ماه بالا میبرد. پس از تخلیه شوک، نرخ تورم به مسیر قبلی بازمیگردد و تداوم تورم بالا، نه به بنزین، بلکه به سیاستهای پولی و مالی بعدی مربوط است.
در تجربه آبان ۱۳۹۸، هرچند تورم نقطهبهنقطه افزایش یافت، اما بررسی دادههای سال ۱۳۹۹ نشان میدهد رشد پایه پولی، افزایش نرخ ارز و کسری بودجه دولت، عوامل اصلی تورم بودند؛ نه افزایش قیمت سوخت.
در مقابل، برخی سیاستگذاران معتقدند ثابت نگه داشتن قیمت بنزین، به مهار تورم کمک میکند. این دید









